
روشهای مرکاپتانزدایی از میعانات گازی،از سودشویی تا استخراج و اکسیداسیون کاتالیستی
خلاصه مقاله
مرکاپتانزدایی از میعانات گازی یک عملیات واحد و یکسان برای همه خوراکها نیست. سودشویی ساده میتواند هیدروژن سولفید و بخشی از مرکاپتانهای سبک را کاهش دهد؛ استخراج قلیایی، مرکاپتان را از فاز هیدروکربنی وارد محلول سود میکند؛ اکسیداسیون کاتالیستی، مرکاپتایدها را به دیسولفید تبدیل و محلول قلیایی را برای بازگشت به مدار آماده میسازد. جذب سطحی، استریپینگ و هیدروگوگردزدایی نیز در شرایط مشخص نقش دارند. انتخاب درست باید بر اساس گونههای گوگردی، مشخصات محصول، ظرفیت، تغییرات خوراک، مدیریت پساب و هزینه چرخه عمر انجام شود.
چرا انتخاب روش مرکاپتانزدایی مهم است؟
میعانات گازی ترکیبی متغیر از هیدروکربنهای سبک و مقدارهای متفاوتی از آب، گازهای اسیدی و ترکیبات گوگردی است. دو خوراک با گوگرد کل مشابه ممکن است رفتار کاملاً متفاوتی در واحد تصفیه داشته باشند، زیرا سهم هیدروژن سولفید، مرکاپتانهای سبک و سنگین، سولفیدها و ترکیبات حلقوی آنها یکسان نیست. فرآیندی که برای یک محموله بهخوبی عمل میکند، ممکن است در خوراک دیگر با مصرف بالای سود، تشکیل امولسیون یا خروج محصول خارج از مشخصات روبهرو شود.
هدف پروژه نیز باید روشن باشد. کاهش بو، کاهش گوگرد مرکاپتانی و کاهش گوگرد کل سه هدف مرتبط اما متفاوتاند. در شیرینسازی اکسیداتیو، مرکاپتان به دیسولفید کمبوتری تبدیل میشود، ولی اگر دیسولفید در محصول باقی بماند جرم گوگرد الزاماً کم نشده است. در استخراج، مرکاپتان از فاز هیدروکربنی خارج میشود و امکان کاهش واقعی گوگرد محصول بیشتر است. اگر ترکیبات گوگردی مقاوم هدف باشند، ممکن است فرآیند عمیقتری مانند هیدروگوگردزدایی لازم باشد.
واکنش پایه در محیط قلیایی
مرکاپتانها یا تیولها ساختار عمومی R-SH دارند. در تماس با محلول قلیایی، بخشی از آنها با سود واکنش داده و نمک مرکاپتاید تشکیل میدهند. بهصورت ساده میتوان نوشت: RSH + NaOH ⇌ RSNa + H2O. تعادل واکنش به قدرت اسیدی مرکاپتان، طول زنجیره هیدروکربنی، غلظت سود، دما، نسبت فازها و کیفیت تماس وابسته است. مرکاپتانهای سبک معمولاً بهتر از گونههای سنگین وارد فاز قلیایی میشوند، اما طراحی واقعی باید با آزمایش خوراک تأیید شود.
محلول قلیایی غنیشده سپس میتواند با هوا یا اکسیژن و کاتالیست تماس یابد تا مرکاپتایدها به دیسولفید تبدیل شوند. واکنش کلی اکسیداسیون را میتوان بهشکل 4RSH + O2 → 2RSSR + 2H2O نمایش داد. دیسولفید باید از فاز قلیایی جدا شود تا سود باززندهشده به استخراجکننده بازگردد. کیفیت جداسازی فازها برای جلوگیری از حمل سود، افزایش COD پساب و آلودگی محصول اهمیت زیادی دارد.
روش اول: سودشویی ساده
در سودشویی، میعانات با محلول هیدروکسید سدیم تماس داده میشود. سود میتواند هیدروژن سولفید، اسیدهای آلی و بخشی از مرکاپتانهای قابل استخراج را جذب کند. مزیت آن سادگی نسبی تجهیزات و امکان استفاده برای ظرفیت محدود یا پیشتصفیه است. با این حال، سود بدون باززندهسازی بهتدریج اشباع میشود و مصرف شیمیایی و حجم سود مصرفشده افزایش مییابد.
عملکرد سودشویی بهشدت به تماس بین دو فاز وابسته است. اختلاط کم، انتقال جرم را محدود میکند؛ اختلاط بیش از حد میتواند امولسیون پایدار بسازد. حضور ترکیبات سطحفعال، جامدات، آب آزاد و محصولات اکسیداسیون این مشکل را تشدید میکند. جداکننده بعد از تماس باید زمان ماند کافی، کنترل سطح مناسب و امکان تخلیه لجن داشته باشد. سودشویی ساده برای گوگردهای آلی مقاوم و مرکاپتانهای سنگین معمولاً راهحل کامل نیست.
روش دوم: استخراج قلیایی مرکاپتان
در استخراج، هدف انتقال مرکاپتان از میعانات به فاز قلیایی است. تماسدهنده میتواند برج سینیدار، پکینگ، میکسر-ستر یا تجهیز اختصاصی دیگری باشد. نیروی محرک استخراج به تعادل شیمیایی و اختلاف غلظت وابسته است. تعداد مراحل تماس، نسبت سود به خوراک و دمای عملیات باید طوری انتخاب شوند که حد محصول با کمترین مصرف سود و کمترین حمل فاز تأمین شود.
محلول سود خروجی از استخراجکننده «سود غنی» نام دارد و حاوی مرکاپتاید، سولفید، کربنات و آلایندههای دیگر است. اگر این محلول بدون باززندهسازی دفع شود، هزینه مواد و پساب بالا خواهد رفت. در واحدهای پیوسته، سود غنی وارد بخش اکسیداسیون میشود تا مرکاپتایدها به دیسولفید تبدیل شوند و سود بازیابیشده دوباره به استخراجکننده برگردد.
روش سوم: اکسیداسیون کاتالیستی و باززندهسازی سود
در فرآیندهای خانواده Merox و فناوریهای مشابه، سود غنی با مقدار کنترلشدهای هوا و یک کاتالیست اکسیداسیون تماس مییابد. Honeywell UOP نیز در معرفی کاتالیستهای Merox به اکسیداسیون انتخابی مرکاپتان در واحدهای استخراج و شیرینسازی اشاره میکند. محصول اکسیداسیون عمدتاً دیسولفید است که باید از سود جدا شود. سپس سود باززندهشده، پس از کنترل کیفیت، به مدار استخراج بازمیگردد.
وجود کاتالیست سرعت واکنش را در شرایط ملایمتر افزایش میدهد، اما عملکرد واحد فقط به فعالیت کاتالیست وابسته نیست. تزریق هوای ناکافی باعث باقیماندن مرکاپتاید میشود و هوای بیش از حد میتواند خطر ایمنی، کف یا اکسیداسیون نامطلوب ایجاد کند. دما، pH، قدرت سود، میزان کربنات، آلایندههای فلزی، اختلاط و زمان ماند نیز باید کنترل شوند. پژوهشهای صنعتی و دانشگاهی روی میعانات گازی نشان دادهاند که ترکیب سودشویی و اکسیداسیون میتواند مؤثر باشد، ولی شرایط بهینه برای هر خوراک باید آزمایش شود.
مراحل یک واحد استخراج-اکسیداسیون
۱) پیشتصفیه خوراک: جداسازی آب آزاد، ذرات و گازهای بسیار فرار؛ ۲) تماس میعانات با سود در استخراجکننده؛ ۳) جداسازی کامل هیدروکربن شیرینشده از سود غنی؛ ۴) تزریق کنترلشده هوا و کاتالیست به سود غنی؛ ۵) اکسیداسیون مرکاپتاید به دیسولفید؛ ۶) جداسازی فاز دیسولفیدی؛ ۷) بازگشت سود باززندهشده و افزودن سود تازه در حد نیاز؛ ۸) شستوشوی محصول و کنترل حمل سود؛ ۹) نمونهگیری و تأیید مشخصات نهایی.

روش چهارم: شیرینسازی مستقیم در فاز هیدروکربنی
در برخی کاربردها مرکاپتانها در همان فاز هیدروکربنی و در حضور هوا، قلیا و کاتالیست به دیسولفید تبدیل میشوند. این روش میتواند آزمون مرکاپتان و بوی محصول را بهبود دهد، اما چون دیسولفید در محصول باقی میماند، کاهش گوگرد کل محدود است. بنابراین شیرینسازی مستقیم برای محصولی مناسب است که حد اصلی آن گوگرد مرکاپتانی یا آزمونهای مرتبط باشد، نه الزاماً گوگرد کل بسیار پایین.
مزیت این مسیر، کاهش نیاز به استخراج کامل و سادگی نسبی در بعضی برشهاست. در مقابل، کنترل تزریق هوا، جلوگیری از واکنشهای جانبی، جداسازی آب و سود و حفظ کیفیت رنگ و پایداری محصول ضروری است. پیش از انتخاب، باید روشن شود که خریدار دیسولفید باقیمانده را میپذیرد و محصول در فرآیند پاییندستی با محدودیت دیگری روبهرو نمیشود.
روش پنجم: جذب سطحی
جاذبهای فعالشده، زئولیتها و مواد اصلاحشده میتوانند برای حذف یا پالایش نهایی مرکاپتان بهکار روند. جذب برای دبی پایین، تصفیه نهایی یا جایی که استفاده از سود دشوار است جذاب است. با این حال، ظرفیت واقعی جاذب به نوع مرکاپتان، رطوبت، ترکیبات رقابتکننده و دما وابسته است. آزمون آزمایشگاهی باید منحنی شکست، ظرفیت قابل استفاده و امکان احیا را مشخص کند.
تعویض یا احیای جاذب، مدیریت ماده مصرفشده و افت فشار از هزینههای اصلیاند. اگر خوراک بار گوگردی بالا داشته باشد، بستر جذب بهتنهایی سریع اشباع میشود و استفاده از آن پس از یک مرحله پیشتصفیه منطقیتر است. انتخاب جاذب فقط بر اساس درصد حذف اولیه میتواند هزینه چرخه عمر را پنهان کند.
روش ششم: استریپینگ و تثبیت
تثبیت میعانات با کاهش فشار بخار و خروج اجزای بسیار سبک میتواند H2S و بخشی از مرکاپتانهای سبک را کم کند. یک مطالعه صنعتی درباره فرآورش میعانات نشان داده است که استریپینگ-تفکیک میتواند همزمان بخشی از H2S و مرکاپتانهای سبک را حذف کند. این روش برای مرکاپتانهای سنگین و گوگرد آلی پایدار کافی نیست، اما بار ورودی مرحله بعدی را کاهش میدهد.
گاز بالاسری تثبیتکننده خود نیازمند مدیریت ایمن است؛ سوزاندن بیبرنامه یا تخلیه آن مشکل را از مایع به هوا منتقل میکند. بازیافت گاز، استفاده بهعنوان سوخت مجاز، تصفیه گاز اسیدی و کنترل فلر باید در طراحی یکپارچه دیده شوند.
روش هفتم: هیدروگوگردزدایی
هیدروگوگردزدایی در حضور هیدروژن و کاتالیست، ترکیبات گوگردی را به H2S تبدیل میکند و دامنه وسیعتری از گوگرد آلی را هدف میگیرد. این فناوری برای دستیابی به گوگرد کل پایین قدرتمند است، اما به هیدروژن، راکتور فشار بالا، گرمایش، جداسازی گاز اسیدی و سرمایهگذاری بیشتر نیاز دارد. برای ظرفیت محدود یا جایی که تنها مرکاپتان فعال مسئله است، ممکن است اقتصادیترین گزینه نباشد.
ترکیب فرآیندها گاهی بهترین پاسخ است: تثبیت برای حذف H2S و اجزای سبک، استخراج قلیایی برای مرکاپتان، جذب برای پولیش نهایی یا HDS برای گوگردهای مقاوم. طراحی ترکیبی باید از تکرار تجهیزات و تولید چند جریان پسماند ناسازگار جلوگیری کند.
مقایسه روشهای مرکاپتانزدایی
| روش | هدف اصلی | مزیت | محدودیت کلیدی |
|---|---|---|---|
| سودشویی ساده (Caustic Washing) | حذف H₂S و بخشی از مرکاپتانهای سبک | تجهیزات نسبتاً ساده، هزینه سرمایهگذاری پایین و مناسب برای پیشتصفیه | مصرف سود، تولید سود مصرفشده و حذف محدود مرکاپتانها |
| استخراج قلیایی (Caustic Extraction) | انتقال مرکاپتانها از فاز هیدروکربنی به فاز قلیایی | کاهش واقعی گوگرد مرکاپتانی و مناسب برای LPG، نفتا و برشهای سبک | نیاز به تماس مؤثر دو فاز، جداسازی دقیق و مدیریت امولسیون |
| اکسیداسیون کاتالیستی (Catalytic Oxidation) | باززندهسازی سود و تبدیل مرکاپتایدها به دیسولفید | کاهش مصرف سود تازه، امکان بهرهبرداری پیوسته و کاهش هزینه عملیاتی | نیاز به کنترل دقیق هوا، کاتالیست، تشکیل امولسیون و جداسازی دیسولفید |
| شیرینسازی مستقیم (Direct Sweetening) | تبدیل مرکاپتانها به دیسولفید در خود محصول | بهبود بو، رنگ و نتایج آزمون مرکاپتان بدون استخراج محصول | گوگرد کل معمولاً کاهش نمییابد و دیسولفیدها در محصول باقی میمانند |
| جذب سطحی (Adsorptive Desulfurization) | حذف ترکیبات گوگردی با استفاده از جاذبهای جامد | مناسب برای پالایش نهایی، دبیهای کم و برخی واحدهای بدون مدار سود | اشباع جاذب، نیاز به احیا یا تعویض و هزینه عملیاتی نسبتاً بالا |
| هیدروگوگردزدایی (Hydrodesulfurization – HDS) | حذف گسترده ترکیبات گوگردی و کاهش عمیق گوگرد کل | بالاترین راندمان حذف گوگرد و قابلیت حذف طیف وسیعی از ترکیبات گوگردی | نیاز به هیدروژن، فشار و دمای بالا، مصرف انرژی و سرمایهگذاری قابل توجه |
چگونه فناوری مناسب انتخاب میشود؟
- گونهشناسی گوگرد: تنها دانستن گوگرد کل کافی نیست. H2S، گوگرد مرکاپتانی و در صورت امکان توزیع گونههای آلی باید مشخص شوند.
- مشخصات مقصد: حد گوگرد کل، حد مرکاپتان، فشار بخار، خوردگی، آب، رنگ و الزامات مصرفکننده باید به روش آزمون مشخص متصل باشند.
- دامنه تغییرات خوراک: طراحی باید بدترین حالت معقول، تغییر چاه، اختلاط و نوسان دبی را پوشش دهد.
- زیرساخت: دسترسی به سود، کاتالیست، هوا، هیدروژن، برق، آب شستوشو، آزمایشگاه و امکان دفع یا بازیافت پسماند تعیینکننده است.
- هزینه چرخه عمر: مواد شیمیایی، انرژی، توقف، خوردگی، نیروی انسانی، پساب و افت محصول باید همراه سرمایه اولیه مقایسه شوند.
کنترلهای عملیاتی حیاتی
- قدرت سود: افت غلظت مؤثر و افزایش کربنات ظرفیت استخراج را کاهش میدهد. اندازهگیری قدرت سود و ترکیبات آلاینده باید برنامهریزی شود.
- نسبت فاز و اختلاط: تماس ناکافی راندمان را کم و اختلاط بیش از حد امولسیون را زیاد میکند. شاخصهای افت فشار و سطح جداکننده باید پایش شوند.
- تزریق هوا: اکسیژن برای اکسیداسیون لازم است، اما مقدار اضافی میتواند ریسک ایمنی و مشکلات جداسازی ایجاد کند. کنترل دبی و اینترلاک اهمیت دارد.
- کیفیت کاتالیست: مسمومیت، شستوشو یا افت فعالیت کاتالیست باعث افزایش مرکاپتاید در سود بازگشتی میشود. آزمون عملکرد و برنامه جایگزینی لازم است.
- حمل سود و امولسیون: وجود سدیم در محصول، خوردگی پاییندست و مشکل کیفیت ایجاد میکند. شستوشوی آب، جداکننده مناسب و مواد ضد امولسیون باید با احتیاط طراحی شوند.
کنترل آزمایشگاهی محصول و فرآیند
ASTM D3227-24 روش پتانسیومتری اندازهگیری گوگرد تیولی یا مرکاپتانی در بنزین، نفت سفید، سوخت توربین و سوختهای تقطیری را پوشش میدهد. این استاندارد فعال همچنین اشاره میکند که H2S در آزمون تداخل ایجاد میکند و باید مطابق روش حذف شود. برای نمونه میعانات، آزمایشگاه باید مناسببودن ماتریس، دامنه، آمادهسازی و عدم قطعیت را تأیید کند؛ استفاده خودکار از نام استاندارد بدون اعتبارسنجی کافی نیست.
پایش واحد فقط به نمونه محصول محدود نمیشود. گوگرد مرکاپتانی خوراک و محصول، گوگرد کل، H2S، قدرت سود، مرکاپتاید سود غنی و باززندهشده، دیسولفید فاز جداشده و میزان حمل سود اطلاعات مکمل میدهند. همبستگی نتایج آزمایشگاهی با دبی هوا، دما، سطح جداکننده و مصرف سود، علت افت عملکرد را سریعتر آشکار میکند.

مدیریت سود مصرفشده و محیط زیست
سود مصرفشده میتواند سولفید، مرکاپتاید، فنولات، اسیدهای آلی و هیدروکربنهای حلشده داشته باشد و از نظر بو، COD و سمیت جریان دشواری باشد. تخلیه مستقیم قابل قبول نیست. جداسازی دیسولفید، اکسیداسیون سولفید، بازیافت قلیا، تصفیه تخصصی یا ارسال به واحد مجاز باید بر اساس ترکیب واقعی و مقررات طراحی شود. Honeywell نیز فناوریهایی برای مدیریت پساب Merox و اکسیداسیون سولفید معرفی کرده است که نشان میدهد بخش پساب جزء جداییناپذیر طراحی است.
کاهش مصرف سود تازه همیشه به معنی کاهش اثر محیط زیستی نیست. اگر باززندهسازی ناقص باعث مصرف هوای زیاد، امولسیون یا تولید دیسولفید کنترلنشده شود، بار دیگری ایجاد میشود. موازنه جرم گوگرد از خوراک تا محصول و جریانهای دفعی باید بسته شود.
نکات HSE
مرکاپتانهای سبک بدبو، قابل اشتعال و در غلظت بالا خطرناکاند. OSHA برای متیلمرکاپتان اطلاعات مواجهه، اشتعالپذیری و روش پایش ارائه میکند. در واحد صنعتی باید نمونهبرداری بسته، آشکارساز مناسب، تهویه، اتصال زمین، کنترل منابع جرقه و برنامه واکنش اضطراری وجود داشته باشد. حس بویایی معیار ایمنی نیست.
سود سوزآور برای پوست و چشم خطرناک است. تزریق هوا به جریان هیدروکربنی نیز باید در محدوده طراحی و با کنترل اکسیژن انجام شود. انتخاب متریال، شیرهای یکطرفه، اینترلاک کمپرسور هوا، کنترل دما و فشار و جداسازی کامل فازها از الزامات پایهاند. دستورالعمل محلی، SDS و مطالعه خطر فرآیند بر هر توصیه عمومی مقدم است.
اشتباهات رایج
- طراحی بر اساس یک نمونه: یک نمونه نمیتواند نوسان ترکیب و بدترین بار گوگردی را نشان دهد.
- یکسان دانستن شیرینسازی و حذف گوگرد: تبدیل مرکاپتان به دیسولفید ممکن است بو را کم کند ولی گوگرد کل را پایین نیاورد.
- نادیده گرفتن H2S :H2S هم خطر عملیاتی دارد و هم میتواند در آزمون مرکاپتان تداخل ایجاد کند.
- تمرکز بر درصد حذف: رسیدن به مشخصات پایدار، مصرف مواد، پساب و قابلیت بهرهبرداری از یک رکورد آزمایشگاهی مهمتر است.
- فراموشکردن جداسازی فاز: بسیاری از مشکلات واحد از حمل سود، دیسولفید و امولسیون ناشی میشود، نه از خود واکنش.
جمعبندی
سودشویی برای پیشتصفیه و حذف ترکیبات بسیار فعال مفید است؛ استخراج قلیایی مرکاپتان را از محصول خارج میکند؛ اکسیداسیون کاتالیستی سود را باززنده و مرکاپتاید را به دیسولفید تبدیل میکند؛ جذب برای پالایش نهایی و HDS برای گوگردزدایی عمیقتر کاربرد دارند. هیچ روش واحدی برای همه میعانات بهترین نیست.
یک پروژه موفق با نمونهگیری نماینده، تعیین گونههای گوگردی و مشخصات مقصد آغاز میشود. سپس آزمایش پایلوت، موازنه جرم، بررسی امولسیون، مدیریت سود مصرفشده و برنامه کنترل کیفیت انجام میشود. هماهنگی طراحی فرآیند، آزمایشگاه و HSE شرط تولید پایدار و قابل فروش است.
فراخوان اقدام
برای انتخاب روش مرکاپتانزدایی، ارزیابی نمونه میعانات گازی و تعیین آزمونهای کنترل کیفیت میتوانید مشخصات خوراک، ظرفیت روزانه و حدود مورد انتظار محصول را در اختیار کارشناسان پتروشیمی تندیس پارس قرار دهید. تصمیم مبتنی بر آنالیز خوراک، ریسک سرمایهگذاری و مصرف مواد شیمیایی را کاهش میدهد.
پرسشهای متداول
آیا سودشویی همه مرکاپتانها را حذف میکند؟
خیر. راندمان به نوع مرکاپتان، قدرت سود، دما و تماس دو فاز وابسته است و گونههای سنگینتر معمولاً دشوارتر استخراج میشوند.
تفاوت استخراج با شیرینسازی مستقیم چیست؟
استخراج مرکاپتان را از فاز محصول خارج میکند؛ شیرینسازی مستقیم آن را در همان محصول به دیسولفید تبدیل میکند.
چرا سود باید باززنده شود؟
باززندهسازی مرکاپتاید را به دیسولفید تبدیل و ظرفیت قلیایی را برای بازگشت به مدار آزاد میکند و مصرف سود تازه را کاهش میدهد.
آیا اکسیداسیون کاتالیستی گوگرد کل را کاهش میدهد؟
فقط زمانی که محصولات گوگردی از فاز محصول جدا شوند. باقیماندن دیسولفید در هیدروکربن میتواند گوگرد کل را حفظ کند.
چه دادههایی برای انتخاب فرآیند لازم است؟
گوگرد کل و مرکاپتانی، H2S، فشار بخار، آب، منحنی تقطیر، ظرفیت، تغییرات خوراک و مشخصات خریدار از دادههای پایهاند.
منابع
- ASTM D3227-24 - Thiol (Mercaptan) Sulfur by Potentiometric Method
- Honeywell UOP - Merox Treating Catalysts
- Honeywell UOP - Gas and LPG Treating
- ACS Omega - Process Simulation and Exergy Analysis of a Mercaptan Oxidation Unit
- Journal of Natural Gas Science and Engineering - Sour gas condensate desulfurization
- Canadian Journal of Chemical Engineering - Catalytic oxidative desulfurization of gas condensate
- OSHA - Methyl Mercaptan Chemical Data